حسین ,2وای حسین

::
حسین ,2وای حسین

مجنونم لیلایی

حرم تو رویایی

تو نفس زهرایی (آقایی) 2

باز هوای کربلا

غم آشنای کربلا

دوباره دلم هوایی

شب جمعه های کربلا 2

نزار دوری از حرم

اشک هام و جاری کنه

یکی باید باشه که آبرو داری کنه

مگه که ایندفعه هم

 (امام رضا یاری کنه) 2

وای..... حسین وای....

***

شاه بی همتایی

آرزوی دلهایی

دم تو مسیحایی

آقایی 2

ذکر هر دقیقه می

ندارم با تو دیگه غمی

به کسی که رو نمیزنم

وقتی بهترین رفیقمی

بی سرو پا بودم و

آبرو دادی به من

چی میخوام بهتر از این

اینکه از هستم سینه زن

کربلا میرم یه روز

 با دعای امام حسن 2

وای..... حسین.... وای......

***

لب تشنه ام دریایی

امیر دو دنیایی

آرامش فردایی

آقایی 2

ای دلیل گریه هام

میدونی چقدر تورو میخوام

میدونم چقدر بدم ولی

میمیرم اگه حرم نیام

کفنم میشه یه روز

این لباس نوکریمام

من ابالفضلی ام از

رو سیاهی.........

اخه میدونم خودت

 از من ابالفضلی تری2

وای... حسین وای.

منبع اصلی مطلب : مداحی
برچسب ها : حسین ,2وای حسین
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم :


عَلی ,کوچه ,احترام ,زینب ,گودال ,مادر ,عبای مطهرش ,کوچه عبای ,افتادمیان کوچه

حاج حسین سیب سرخی

:: حاج حسین سیب سرخی
عَلی ,کوچه ,احترام ,زینب ,گودال ,مادر ,عبای مطهرش ,کوچه عبای ,افتادمیان کوچه

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی ابنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجّّتكَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ كثیرَةً تامَةً زاكیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِكَ

"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن  ،

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ،

فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ ،

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً ،

حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

*یابن الحسن...یابن الحسن...*

من که اندازه ی دنیا به دلم غم دارم

به جگر داغ تو و داغ محرم دارم

زخم شد پلک تو از گریه برای جدت

من ولی چشم تر از بارش نم نم دارم

این دوماه از کف من رفت و از این غصه فقط

در کفم هست دخیلی که به پرچم دارم

جز خودت هیچ کسی خوب نمیداند که

من چه انسی به غم و خیمه ی ماتم دارم

*دو ماه محرم و صفر چه زود گذشت...چه زود این سفره رو جمع کردند...*

با چه حالی من از این رخت عزا دل بکنم؟!

من که با بزم غمت انس دمادم دارم

وعده ی بعدی ما فاطمیه در کوچه

به دلم داغ از آن سیلی محکم دارم

*شب آخره مادرجانم...*

از لبم دور مکن نام خودت را آقا

من که در زندگیم یاد تو را کم دارم

کربلا میروم اما ز خراسان رضا

باز امشب به سرم شور محرم دارم

*آخه امام رضا خودش بانی روضه ی جدش حسین بود‌...*

خاک حجره مثل خاک کربلا سوزان نبود

لااقل تا لحظه ی آخر تنت عریان نبود

تازه آقاجان سرت از شاخه ای آویزان نبود

برروی جسمت دگر اثر از سم اسبان نبود

نیزه ای را در گلوی تو فرو کردند؟نه!

یا سر نیزه تنت را زیرو رو کردند...نبود

*آه آه آه حسیییین...*

ز درد بال و پری زد ولی پرش افتاد

میان کوچه عبای مطهرش افتاد

*تا نام کوچه میاد...ناموس دار میفهمه من چی میگم...مادر...مادر...*

ز درد بال و پری زد ولی پرش افتاد

میان کوچه عبای مطهرش افتاد

دوباره کوچه ی باریک و سنگ های زمین

مواظب بود نیفتد که آخرش افتاد

نهاده است به دیوار شانه هایش را

اگر چه تکیه زده باز پیکرش افتاد

بلند شد به سر زانویش زمین نخورد

چه کرده زهر که این بار با سرش افتاد

نشد صدا بزند یک نفس جوادش را

که کار او به نفس های آخرش افتاد

رسید یک طرف حجره و زمین غلطید

درست مادر او سمت دیگرش افتاد

نبود طشت به پیشش ولی یقین دارم

که تکه های جگر در برابرش افتاد

گریست، دامنش از پاره ی جگر پر شد

که یاد خاطره ی گریه آورش افتاد

تمام حجره پر از روضه های محسن بود

همینکه خانه پر از شعله شد درش افتاد

شکسته شد در و یک ضربه میخ را هل داد۲

همینکه محسنش افتاد مادرش افتاد...

رسید کاسه ی آبی،حسین گفت...حسین

دوباره لرزه به لب های مضطرش افتاد

حرامزاده ای آمد به سینه اش پا زد

در آن طرف سر گودال خواهرش افتاد

چه سخت شد اثر بوسه از گلو نگذاشت

که شمر از نفس افتاد،خنجرش افتاد

یکی دوتا نَه،خدایا! دوازده ضربه

میان پنجه سری ماند و حنجرش افتاد

*حسییین...حسییین...

خوش به حال زنان نیشابور،فردا میان زیر بدن این آقا رو میگیرن،هر چقدر میتونند گل میریزند رو بدن امام رضا...لا یوم کیومک یا اباعبدالله...اینجا احترام کردند،همینطوری که احترام به خواهرش معصومه کردند،هر دوتاشون رو احترام کردند،گل آوردند...گریه کردند بر امامشون...من بمیرم برا خواهر اربابم حسین...آخه زینب رو آوردن در بزم شراب...زینب رو سوار بر ناقه ی عریان کردند...رقاصه ها رو گفتند دور ناقه ی زینب همه دف زدند و کف زدند...نبودی آقا کربلا؛عصر عاشورا اسباشون رو نعل تازه زدند،بر بدن عزیز زهرا تازوندند؛بدن آقا سه روز زیر آفتاب گرم کربلا بود؛بنی اسد میگه غروب عاشورا اومدن نزدیک گودال بشن؛ دیدن دور گودال یه سیاهی جمع شده؛نزدیک شدن؛دیدن یه مشت حیوون دارن دور ارباب گریه میکنند...آقاجان کاش ما بودیم برات گریه

منبع اصلی مطلب : مداحی
برچسب ها : عَلی ,کوچه ,احترام ,زینب ,گودال ,مادر ,عبای مطهرش ,کوچه عبای ,افتادمیان کوچه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : حاج حسین سیب سرخی


امیر ,check mark ,heavy check

::
امیر ,check mark ,heavy checkاسد الله علی ولی الله

کار تو داره آقا ایول الله

ایول الله علی وجه الله

پرچمت آقا همیشه بالا

میخونه جبریل امین
فقط علی امیر المومنین


اسم تو «محشره»3
قوت بازوی« اکبره» 3
هر کی که با تو اه
همیشه «می بره»3


جان« آقام»3
:heavy_check_mark::two:
می زنم جار ..من به یک سر دار

شاهرگم نذر ابالفضل علمدار


اسم توشد افضل الاذکار

روی سربند سرم ذکر علمدار


می خونم من بی واهمه
عشقمه امیر علقمه

ابالفضل علی «عشقمه»2
علت تپش «نبضمه»2
می میرم یه روزی(ای آقا)2
به لطف تو توی «علقمه»2
جان«آقام»3
:heavy_check_mark::three:
یبن الحیدر...میگم مکرر
شمایی یبن امیر و شیر خیبر
باز میلرزه...تن یه لشکر
تا میاری رو لبت انا ابن الحیدر


شد برام یک خیر العمل
نوکریه حسن امید جمل



حسنه که اسم «اعظمه»2
حسنه که شاه «کرمه»2
واسه هم و غمای منه (بیچاره)2
حسنه که تنها«مرحمه»2
جان«آقام»3
:حسین امینی:

منبع اصلی مطلب : مداحی
برچسب ها : امیر ,check mark ,heavy check
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم :


star2 ,المظلومه ,خاتونمعمتی ,رقیه ,مجنونمعبد ,دنیاست ,star2 star2 ,دنیا دنیاست ,خاتونمعمتی المظلومه ,رقیه خاتونمعمتی ,دنیاست مجنونمعبد ,star2 star2 star2 ,دنی

::
star2 ,المظلومه ,خاتونمعمتی ,رقیه ,مجنونمعبد ,دنیاست ,star2 star2 ,دنیا دنیاست ,خاتونمعمتی المظلومه ,رقیه خاتونمعمتی ,دنیاست مجنونمعبد ,star2 star2 star2 ,دنیحک رو دلم اسم رقیه
شد قاتلم اسم رقیه
حل مشکلم. اسم رقیه



برام محترمه
بی بی کرمه
رمز پروازم تا
دربار حرمه


تا دنیا دنیاست مجنونم
عبد در رقیه خاتونم


عمتی المظلومه
:heavy_check_mark::two:
تاب تبم. اسم رقیه
ورد لبم. اسم رقیه
شور شبم اسم رقیه



خیلی با ادبه
شاگرد زینبه
با همه سه سالگیش
حامی مکتبه


تا دنیا دنیاست مجنونم
عبد در رقیه خاتونم

عمتی المظلومه
:heavy_check_mark::three:
بالو پرم. اسم رقیه
تاج سرم. اسم رقیه
خلق کرم. اسم رقیه




دخته اربابمه
دوره نا یابمه
نمک سفره ی او
همه نون و آبمه

تا دنیا دنیاست مجنونم
عبد رقیه خاتونم

عمتی المظلومه
:star2::star2::star2::star2::star2::star2::star2:
:books:رضا بیگی
:microphone:حسین امینی

منبع اصلی مطلب : مداحی
برچسب ها : star2 ,المظلومه ,خاتونمعمتی ,رقیه ,مجنونمعبد ,دنیاست ,star2 star2 ,دنیا دنیاست ,خاتونمعمتی المظلومه ,رقیه خاتونمعمتی ,دنیاست مجنونمعبد ,star2 star2 star2 ,دنی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم :


ندارد ,کوچه ,شاید ,خونه ,میشوم ,نشود ,امام صادق ,باشد شاید ,تماشا نشود ,مسیری ببریدش ,پیاده نبرید

حمید علیمی و حسین امینی

:: حمید علیمی و حسین امینی
ندارد ,کوچه ,شاید ,خونه ,میشوم ,نشود ,امام صادق ,باشد شاید ,تماشا نشود ,مسیری ببریدش ,پیاده نبرید 

یابن الحسن*

آقا قسم به جان شما خوب میشوم

*درسته بدم اما یه عمر در خونه ی شما بودم،نذار کارم بدتر از این بشه...*

آقا قسم به جان شما خوب میشوم

با روضه های جد شما خوب میشوم

آقا قسم به جان تو و جان مادرت2

با یک نسیم کرب و بلا خوب میشوم

صلی الله علیک یا شیخ الائمه یا جعفر بن محمدالصادق

ای بانی روضه های زینب...

آسمان است و قمر دور سرش میگردد

آفتاب است و قمر خاک درش میگردد

این قد و قامت افتاده،درخت طوباست

این محاسن به خدا آبروی دین خداست

این حرم خانه ی زهراست،نسوزانیدش

این حسینیه ی زهراست، نسوزانیدش

شعله پشت حرم فاطمه زاده نبرید

پسر فاطمه را پای پیاده نبرید

آی نامرد! بگذار عبا بردارد

پیرمرد است،تو بگذار عصا بردارد

ببریدش،ببرید اما از وسط مردم نه!

هرچه خواهید بیارید ولی هیزم نه!

*آتیش زدن این خونه رو...*

بگذارید لبش یاد پیمبر بکند

وسط شعله کمی مادر مادر بکند

از مسیری ببریدش که تماشا نشود

*یه بار جدشو از وسط کوچه بردید بسه...یه بار عمه جانشو از وسط کوچه های کوفه و شام بردید بسه...*

از مسیری ببریدش که تماشا نشود

چشمی از این در و همسایه به او وا نشود

اصلا این مرد مگر پای دویدن دارد؟!

پیرمردی که خمیده ست،کشیدن دارد؟!

شعله ی تازه به چشمان غمینش نزنید

آسمان است در این کوچه زمینش نزنید

شاید این کوچه ی باریک همان جا باشد...

شاید این کوچه همان کوچه ی زهرا باشد...

شاید این کوچه همانجاست که زهرا افتاد...

گرچه هم دست به دیوار و در شد اما افتاد..

دنبال مرکب پیاده نبرید...

*همه ی اینا رو گفتم یه روضه بخونم.فردای اون روزی که امام صادق علیه السلام رو اون جوری شبانه از خونه بیرون کشیدند،صدا زدند آقا اولین بار نیست این جور به شما جسارت و بی ادبی میشه اما انگار امروز یه جور دیگه ناراحتید! گریه کرد امام صادق...فرمود:دیشب  یه در از خونه ی ما آتیش گرفت،همچین که حمله کردند به خونه،دیدم زن و بچه این ور و اون ور فرار میکنند...دیدم غلاما و کنیزا بچه هامو یه گوشه جمع کردند آتش بهشون نرسه...یاد عمم افتادم،یادم اومد یه روز غروب تو کربلا هزار هزار لشگر اومد..یه عمه دارم و یه مشت بچه یتیم...

مادر ندارد...شاهی که تنها مانده و لشکر ندارد

آن قدر زخمیست،جایی برای بوسه بر پیکر ندارد...

در بین گودال،افتاده و عمامه ای بر سر ندارد

می دید زینب این صحنه را،خواهرش باور ندارد

میگفت زینب شاید که قاتل همرهش خنجر ندارد

با گریه میگفت ای کاش که پیراهنش را بر ندارد

کشتید اما چرا دیگر انگشت و انگشتر ندارد؟!

میگفت دشمن کارش تمام است،چون که آب آور ندارد

لب هاش خشک است

خشک است و تاب خیزران تر ندارد

یک سو رقیه،غیر از فرار او چاره ای دیگر ندارد

یک سو رباب است،شیر آمد

منبع اصلی مطلب : مداحی
برچسب ها : ندارد ,کوچه ,شاید ,خونه ,میشوم ,نشود ,امام صادق ,باشد شاید ,تماشا نشود ,مسیری ببریدش ,پیاده نبرید
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : حمید علیمی و حسین امینی


میشود ,امام ,هوای ,قافله ,بریم ,برگردم ,توان بدهد ,ناله پارس

::
میشود ,امام ,هوای ,قافله ,بریم ,برگردم ,توان بدهد ,ناله پارس

ما بهتر از شما که ندیدیم صاحبی

گر هست بهتری ز شما گو بیاورند2

(خسته،شکسته ام و به سختی رسیده ام2

پشت درم بگو که مرا تو بیاورند)2

من آن سگ حرمم پشت در جا مانده

به ناله پارس کنم گر دلم توان بدهد

رافت در آستان تو تفسیر میشود

دل با خیال حسن تو تسخیر میشود

روز جزا همه ی نامه آلوده از گناه

با یک نگاه عفو تو تطهیر میشود

پیش از اجل،به خانه ی چشمم قدم گذار

تعجیل کن فدات شوم دیر میشود

دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم؟!

روا بود گریبان ز هجر پاره کنم

*یا امام رضا دخیلتم*

***

حتی سکوت در حرم تو عبادت است

آنجا نفس به یاد تو تکثیر میشود

آنجا کبوتر دل آید چو از بهشت

اطراف گندم تو زمین گیر میشود

*آقا نمیگم بیا کنارم ،نمیگم بیا تو خیالم...میگم:*

یک لحظه از هوای خیالم عبور کن

بی تو هوای شهر نفس گیر میشود

ز خدا آمده ام،تا به خدا برگردم

پس چرا از سفر کرب و بلا برگردم

میروم پشت سرم آب نریز ای مادر!

وطن مادری آنجاست کجا برگردم؟!

کفن و چادر و انگشتر سوغاتم نیست2

بگذارید که با شرم و حیا برگردم...

*یا امام رضا*

دل بیمار فقط از تو شفا میخواهد3

با که گویم که دلم کرب و بلا میخواهد...

***

*بیاین با هم بریم زیارت کنیم...جامونده ها درسته از قافله جا میمونند اما دلشون جا نمیمونه...اگه از قافله جاموندی دلت دنبال قافله ست مثل اون دختریکه تو بیابون جا موند...هی تو دل بیابون صدا میزد بابا...بیاین بریم تو حرم امام رضا اونجا میخوام بخونم؛هر کی هر جا دوست داره بره بشینه؛پا سقاخونه،گوهر شاد،پایین پا،تو صحن قدس...بریم پا ضریح بشینیم میخوام بخونم...روبرو گنبد...*

آمدم ای شاه پناهم بده

خط امانی ز گناهم بده

آمده ام عقده گشایی کنم

در حرمت باز گدایی کنم

رو چو به ایوان طلا میکنم

ناله کنان رضا رضا میکنم

قهر مکن با من درد آشنا2

اذن دخولی که گدایم گدا

آب و غذا و نمکت آرزوست

باز هوای حرمم آرزوست

من آن سگ حرمم پشت در جا مانده

به ناله پارس کنم گر دلم توان بدهد

یا امام رضا یه عمریه مدیونتم...

یا امام رضا آهوی سرگردونتم...

دخیل یا امام رضا

منبع اصلی مطلب : مداحی
برچسب ها : میشود ,امام ,هوای ,قافله ,بریم ,برگردم ,توان بدهد ,ناله پارس
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم :


رقیه ,دختر ,حسین بابا ,جمعیت بکشاند

::
رقیه ,دختر ,حسین بابا ,جمعیت بکشاندیا رقیه یا رقیه یارقیه
اصلا رقیه نه دختر خودت
یک شب میانه کوچه بماند چه میکنی
در بین ازدحام شلوغی بترسد ۲
یک تن به او کمک کند نرساند چه میکنی
اصلا خیال کن کسی دختر تو را ۲
در بین جمعیت بکشاند چه میکنی
یا رقیه یارقیه یارقیه
اصلا خیال کن که کسی دختر تو را
در بین جمعیت بکشاند چه میکنی
اصلا کسی بیاید و با تازیانه اش
خاک از لباس بتکاند چه میکنی 
اصلا خدانکرده روی صورتش 
سیلی محکمی بنشاند چه میکنی 
یا فرض کن که دختر تو جای بازیش۲
هرشب دعای مرگ بخواند چه میکنی۲
یا رقیه یا رقیه یا رقیه
*حالا خودش داره میگه*
سلام تازه ز ره آمده گلویت کو ۲
سلام همسفر نی سوار من بابا
چقدر حرف برای تو داشتم اما
بیا کمی بغلم تا که خسته ام بابا
به عمه ام گفته ام امروز شانه ای بزند
به گیسوان پریشانِ مختصر مویم
از زمان که تو رفتی همه کسم شده است
تمام درد دلم را به عمه میگویم ۲
تمام درد خودم بردم از یادم۲
تنور خانه خولی چه کرده با سرتو۲
تو چوب خوردی ومن سنگ ای عزیز دلم۲
فدای نرگس چشمت سه ساله دختر تو۲
بابا،بابا حسین بابا حسین
یاد داری تو روی نی بودی 
من هم از پشت ز ناقه افتادم
گریه کردی برای من 
من هم از دور به تو بوسه میدادم
بابا،بابا حسین بابا حسین
بر مدافع حرما سینه بزن
این افتخارمه تنها شعارمه ۲
باید که جون بدم من پای سه ساله
خصم امیه ام عبد رقیه ام 
تاج‌سر منه زهرای سه ساله
پیدا نمیشه هیچکی شبیهش
دلهای ما رو بستن به زریحش 
به خدا کافر هر کسی منکرشه 
محتشم تر شده هر کسی شاعرشه
بس که داره شباهت به زهرا به خدا
زائر فاطمه است هر کسی زائرشه۲
گدای شهزاده عشقم 
بنده بانوی دمشقم 
عالم اسیرشه حاتم فقیرشه 
هستی بها گرفت از هست رقیه 
حتی مسیحیا تو اون صحن  و سرا
حاجت روا میشن با دست رقیه

منبع اصلی مطلب : مداحی
برچسب ها : رقیه ,دختر ,حسین بابا ,جمعیت بکشاند
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم :


جنازه ,خیلی ,بهشت ,زهرا ,پیرمرد ,غسالخانه ,بهشت زهرا ,برای تشییع ,خیلی عجیب ,آقای صادقی ,عاشورا شروع

5ماجرای باور نکردنی از غسالخانه بهشت زهرا

:: 5ماجرای باور نکردنی از غسالخانه بهشت زهرا
جنازه ,خیلی ,بهشت ,زهرا ,پیرمرد ,غسالخانه ,بهشت زهرا ,برای تشییع ,خیلی عجیب ,آقای صادقی ,عاشورا شروع

به گزارش خبرنگار مهر، بهشت زهرا (س) نام بزرگ‌ترین گورستان در استان تهران است. فعالیت این گورستان رسماً در سال ۱۳۴۹ خورشیدی آغاز شد و نخستین درگذشته به نام محمدتقی خیال در تاریخ 3 مرداد ماه 49 در قطعه ۱ ردیف ۱، شماره ۱ به خاک سپرده شد.

گورستان بزرگ پایتخت که 40 سال از عمرش می گذرد روزانه 130 میت را در خود جای می دهد. در این میان قبرکن ها، غسال ها، مداح ها، نیروهای خدماتی و حتی نگهبانان سرباز هم با هر یک فراخور مسئولیت خود با اموات سرو کار دارند ولی غسالها بیشتر از همه سرو کارشان با میت ها است و شاید نشستن پای خاطرات آنها خالی از لطف نباشد. البته باید بالای این گزارش و خاطرات نوشت +15 !
 

 

دهان پر از "کرم" پیرزن

یکی از غسال ها به نام موسوی می گوید: مدت های زیادی در بخش غسالخانه مسئول تحویل جنازه بودم. اینجا بعضی ها مسئول کشیک شب هستند تا جنازه هایی را که شب توی منزل فوت می کنند و جوازشون توسط دکتر صادر شده و شبانه به بهشت زهرا (س) حمل میشود را تحویل بگیرند.

یک شب یک خانم سالمندی را آوردند که تحویل گرفتیم، فردا صبح که می خواستیم برای شستشو بفرستیم خانم های غسال گفتند که از گوشه دهان این بنده خدا کرم های ریز زنده در حرکت بود، خیلی چندش‌آور بود، از روی کنجکاوی ماجرا را برای یکی از بستگانش که کمی آرام تر بود و آدم با تجربه و دنیا دیده ای به نظر می رسید، تعریف کردم و اون بنده خدا بعد از چند بار استغفار گفت: این خانم مرحومه از بستگان ماست و یک ایراد بزرگ داشت که آدم بسیار بد دهنی بود و دائم به این و آن حرف رکیک و ناسزا می گفت و هیچ کس از زخم زبان اون در امان نبود و حتما دلیلش همین می تواند باشد. از تعجب هاج و واج مانده بودم. آرام از پیرمرد عذرخواهی کردم و به داخل برگشتم.

مرده ای که بوی گلاب می داد

یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مرده شبیه نبود، چهره روشن و بسیار تمیز و معطری داشت. وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد.

آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا کردم خودم شخصا این پیرمرد را بشورم و غسل بدهم، همه بوی گلاب را موقع شستشو و وقتی که آب روی تن این پیرمرد می ریختم حس می کردند. وقتی که کار غسل و کفن تمام شد بی اختیار در نماز و تشییع این پیرمرد شرکت کردم، بیرون برای تشییع و خاکسپاری اش صحرای محشری به پا بود. از بین ناله های فرزندانش شنیدم که گویا این پیرمرد هر روزش را با قرائت زیارت عاشورا شروع می کرد. از بستگانش دقیق‌تر پرسیدم، گویی این پیرمرد به این موضوع شهره بود، آدمی که هر روزش با زیارت عاشورا شروع می شد...

جنازه‌ای که سر و صدا می کرد

عبدالحسین رضایی یکی از نیروهای بهشت زهرا می گوید: سال ها راننده آمبولانس بودم. یک روز رفته بودم سطح شهر که جنازه ای را به بهشت زهرا(س) منتقل کنم. خیلی برای تشییع معطلم کردند و ما را این طرف و آن طرف بردند. چندین بار جنازه را از توی ماشین درآوردند و تشییع کردند و دوباره گذاشتن توی ماشین. نزدیک ظهر بود که رضایت دادند جنازه را به بهشت زهرا(س) منتقل کنیم.

در مسیر اتوبان صالح آباد داشتم رانندگی می کردم. حواسم به جلو بود که یکباره شنیدم از کابین عقب با مشت محکم می کوبند به شیشه پشت سرم. خودم نفهمیدم چطور و با ترس و عدم تعادل توقف کردم. وقتی ماشین ایستاد شنیدم یکی فریاد می زنه باز کن! باز کن! اول تصمیم گرفتم فرار کنم ولی بعد از چند ثانیه خودم را جمع و جور کردم و دستگیره را برداشتم و با وحشت آرام آرام رفتم به سمت کابین عقب و با فاصله و ترس زیاد درب عقب ماشین را باز کردم.

دیدم جنازه سر جای خودش آرام و راحت خوابیده. یکباره جوانی لاغر اندام که از ترس رنگش پریده بود چالاک پرید پائین! پابه فرار گذاشت. به سمت بیابان فقط می دوید، انگار در مسابقه دو سرعت شرکت کرده بود. کمی که رفت ایستاد! برگشت به پشت سرش نگاه کرد. با اینکه خیلی دور شده بود، آهسته و با شرمندگی برگشت. در حالی که به شدت عصبانی بودم ولی خنده ام هم گرفته بود. گفتم: آخه تو این عقب چیکار می کردی؟ نگفتی من سکته می کنم؟ مگه نمی دونی سوار شدن عقب ماشین حمل جنازه ممنوعه؟ می خوای منو از نون خوردن بندازی؟ خلاصه اینکه گویا این جوان توی یکی از آن دفعه ها که جنازه را برای تشییع پیاده کرده بودن یواشکی پریده بود بالا و من متوجه نشده بودم. برای اینکه تنبیه بشه گفت: حالا تا بهشت زهرا(س) پیاده بیا تا حالت جا بیاد...!

مرده توی خواب روی سنگ غسالخانه

مریم آثاری نسب در بیان خاطراتش می گوید: ساعت کاری تموم شد، مثل همیشه آماده رفتن به منزل شدیم و باز مثل روزهای دیگر توی راه بازگشت به جسدهایی که در آن روز دیده بودم فکر می کردم. اون شب چون خیلی خسته بودم زود به خواب رفتم و خواب عجیبی دیدم. خانمی را که برای شستشو به غسالخانه آورده بودند، زنده بود و دست و پایش را با زنجیر بسته بودند و روی سنگ گذاشتنش و شروع به شستن کردند، فقط انگار جای سیلی و ضربه روی صورتش بود، در خواب خیلی منقلب شدم.

گریه کردم و برایم خیلی عجیب بود. صبح در حالی که درگیر تعبیر این خواب در ذهنم بودم به بهشت زهرا(س) آمدم و برای کار روزانه آماده شدم. در ابتدا قبل از شروع کار برای همکارانم ماجرای خوابم را تعریف کردم. حتی اینکه آن خانم چه لباسی پوشیده بود و یا روی کدام سنگ او را می شستند.

آن روز تا غروب جنازه ها را شستیم و همه چیز عادی بود. زمان استراحت شد و رفتیم برای آماده شدن و رفتن. در حال پوشیدن لباسهامون بودیم که عده ای از همکارانم رو صدا زدن که جنازه ای برای شستن آورده اند. چند لحظه ای از رفتن آنها نگذاشته بود که دیدم با تعجب و سراسیمه آمدند که آثاری، آثاری بیا همون رو که می گفتی آوردند! خشکم زد. با صدای لرزان گفتم: چه می گویید؟ چی شده؟ من، من گفتم؟ آهسته آهسته با ترس عجیب رفتم داخل غسالخانه! باور کردنی نبود، نه تنها من بلکه آن روز 14 یا 15 نفر بودیم. همه این صحنه را دیدند. روی پاهام نمی توانستم بایستم. خانمی سیلی خورده! چه می بینم! چند لحظه بعد به خودم آمدم. رفتم از اقوامش ماجرا رو بپرسم، یکی از بستگانش گفت: چند سال پیش بر اثر فشارهای روحی زیاد این بنده خدا مجنون میشه و در حالت شدید روحی قرار می گیرد.. آن را با زنجیر به تخت تیمارستان می بستند. این اواخر هم حال بدی داشت، تا اینکه خودش رو از پشت بام تیمارستان به پایین می اندازد و فوت می کند...

ماجرای خیلی عجیب بود. ارتباط این بنده خدا با خواب من! گیج بودم. خودم آن را شستم و بدنش رو با برگهای قرآن پوشاندم و به نوعی تطهیرش کردم و خدا رو قسم دادم به قرآنش، که ببخشدش و بیامرزدش.

وقتی که شهدا دخترم را شفا دادند

یادآوری این موضوع هم من را آزار میدهد. سال 87 بود. 18 سال داشت و با سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد. دخترم رو میگویم. خدای من! چه لحظات سنگینی بود. نمی توانستم این غصه بزرگ رو تحمل کنم. عزیزترین هدیه خداوند به من و همسرم‌، جلوی دیدگانمان داشت آب می‌شد. حتی تصورش غمگین کننده است. تمام راه‌ها را رفته بودیم. در نهایت نظر پزشک‌ها این بود که برای مداوا باید به خارج از کشور اعزام بشود. کشور آلمان رو باز به توصیه پزشک انتخاب کردیم و رایزنی‌های اولیه هم انجام شد.

 این روزها تقریباً همه همکارانم در سازمان بهشت زهرا(س) به خصوص آنهایی که با من تو یک اتاق و یک ساختمان کار می‌کردند مشکل من و خانوادم رو می‌دانستند، هرکسی به هر نحوی که می‌شد همدردی و همراهی می کرد و سعی داشت به من روحیه بدهد. یک روز خیلی اتفاقی آقای صادقی‌فر مسئول بخش اجرایی سازمان را دیدم. آن روز اتفاقاً از روزهای قبل خیلی حالم بدتر بود. صادقی فر حالت اضطراب و نگرانی رو در من دید کمی من را آرام کرد و روحیه داد. با آقای صادقی فر خداحافظی کردم و گفتم: من را دعا کنید. رفتم به اتاق کارم و روی صندلی پشت میزم نشستم. ساعت انگار گذر زمان رو فقط به من نشان می داد! تلفن زنگ زد، دو ساعتی از آمدنم به اتاق می‌گذشت و من متوجه نبودم بی اختیار گوشی رو بر داشتم. آقای صادقی فر بود. گفت: بعد از اینکه شما رو آشفته حال دیدم خیلی فکر کردم. یک پیشنهاد دارم. بیا همین الان بر و قطعه 24 سر مزا ر شهید "جهان آرا" و از خداوند به واسطه ایشان حاجتت رو بخواه، تقاضا کن که واسطه بشود و شفای دخترت رو از خداوند بگیرد. من فقط گوش می‌کردم باورش سخته ولی گوشی رو گذاشتم و بلند شدم. این بار انگار می‌دانستم چه می‌کنم و چه می‌خواهم. خانم سیادتی یکی از همکارام رو همراه کردم  و رفتیم قطعه 24 گلزار مقدس شهدا و قبر شهید محمد جهان آ را.
وای که بر من چه گذشت، آن‌لحظات و دقیقه‌ها. آنچه در دل داشتم خالی کردم و گفتم و گفتم! بی حال و بی اختیار برخاستیم و برگشتیم‌! نمی‌دانم چند ساعت با جهان آرا صحبت کردم و چه می‌خواستم فقط یادم هست که دیگر نمی‌توانستم با کسی صحبت کنم و چیزی بگویم. غروب شد و من به خانه رفتم. فقط چند روز گذشته بود که خدا دخترم رو شفا داد. خدایا شکرت، نمی‌خواهم در پایان چیزی بگویم،  کسی که این خاطره رو می‌خواند خودش قضاوت می‌کند. خدایا شکرت!
منبع اصلی مطلب : مداحی
برچسب ها : جنازه ,خیلی ,بهشت ,زهرا ,پیرمرد ,غسالخانه ,بهشت زهرا ,برای تشییع ,خیلی عجیب ,آقای صادقی ,عاشورا شروع
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : 5ماجرای باور نکردنی از غسالخانه بهشت زهرا


الله ,حضرت ,السلام ,علیه ,عزاداری ,نماز ,علیه السلام ,جایز نیست ,الله فاضل ,فاضل لنکرانی ,لباس سیاه ,الله مکارم شیرازی ,عزای سالار شهیدان

فتوا مداحان

:: فتوا مداحان
الله ,حضرت ,السلام ,علیه ,عزاداری ,نماز ,علیه السلام ,جایز نیست ,الله فاضل ,فاضل لنکرانی ,لباس سیاه ,الله مکارم شیرازی ,عزای سالار شهیدان

غلو درباره ی اهل بیت (علیهم السلام)

سؤال

برخی مداحان شعرهای نامناسب خوانده، ماننذ من حسین اللهی هستم یا قلاده ی سگ به گردن انداخته یا صدای سگ در می آورند، وظیفه ی ما در برخورد با این افراد چیست؟

 

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:

اشعار مذکور خواندنشان جایز نیست و اعتقاد به مضمون آن کفر است و باید از آن جلوگیری شود و صدای سگ در آوردن کار زشتی است.

نورالصادق / 6

 

حضرت آیت الله تبریزی:

مداحی و خواندن اشعار در مجالس اهل بیت علیه السلام باید طوری باشد که موجب وهن نباشد و بهانه به دست شیعیان شیعه ندهد. در مجالس اهل بیت علیه السلام باید اشعاری خوانده شود که فضائل آن بزرگواران بیان شود و مصائب و مظلومیت آنها برای مردم گفته شود. ائمه علیه السلام از ما نخواسته اند که خود را به صورت حیوان در آوریم، آنچه از ما خواسته اند این است که مؤمن صالح باشیم و اخلاق ما اخلاقی باشد که از آن بزرگواران رسیده است.

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

لازم است با زبان خوش توأم با ادب آنها را نهی از منکر کنیم و اگر تأثیر نداشت مجلس را ترک نمائید.

 

 

حضرت آیت الله سیستانی:

آنها را ارشاد فرمائید.

 


 غلو و حرکات وهن آلود در عزاداری ها

 

سؤال

1ـ خواندن شعرها و سخنانی که در آن به صراحت از اهل بیت به عنوان خدا یاد می شود مانند لا اله الا علی

2ـ به عنوان ابراز محبت به مقام اهل بیت علیهم السلام صدای حیوان در آوردن

3ـ در حال سینه زدن به هوا پریدن

4ـ ذکر داستان ها و رؤیاها درباره ی اهل بیت علیه السلام که با مسلمات روایی و قرآنی منافات دارد 

5ـ خواندن اشعار مدح یا مصیبت با آهنگی که انسان را به حرکت در می آورد 

6ـ خواندن اشعاری که در آن مقام خداوند متعال در برابر مقام اهل بیت علیه السلام پایین آورده شود چه صورت دارد؟

 

حضرت آیت الله خامنه ای:

به طور کلی عزاداری به شیوه ی مرسوم سنتی اشکال ندارد بلکه مستحسن است لکن گفتن جملات مذکور در سؤال یا خواندن اشعار به صورت غنا که مناسب مجالس گناه و معصیت است و یا خواندن اشعاری که مشتمل بر دروغ باشد و یا انجام دادن اعمالی که موجب وهن مذهب می شود جایز نیست.


 

حضرت آیت الله بهجت:

باید از اشعار و جملاتی استفاده شود که موافق مذهب اهل بیت علیهم السلام است و مناسب با حفظ شئونات آن بزرگواران می باشد.


حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:

1ـ خواندن اشعار و جملات مذکور جایز نیست و بر مستمعین واجب است نهی از منکر کنند   2ـ صدای حیوانات در آوردن خلاف متعارف و بسا موهن و معرض اسائه ادب است خودداری نمایید  3ـ تمام این حرکات بازی و اسباب وهن مذهب است و جایز نیست     4ـ اگر با مسلمات مذهب منافات داشته باشد مردود و حرام است  5 ـ اگر به صورت غنایی و متناسب با الحان لهوی باشد حرام است     6ـ حرام است

 

 

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی:

 از به کار بردن عبارات و جملاتی که بوی شرک و کفر می دهد باید اجتناب شود از هر نوع عملی که جنبه توجیه پذیری ندارد و مورد سوء استفاده مغرضان و موجب وهن مذهب می شود باید اجتناب شود. این گونه مراسم باید به دور از ریا و خودنمایی و هرگونه اغراض دنیوی به طور سنتی و معمول انجام شود تا انشاءالله مقبول درگاه الهی قرار گیرد. از هر نوع عملی که عرفا هتک شمرده می شود مثل کف زدن و سوت زدن و به کار بردن الفاظ و عبارات رکیک و امثال آن باید اجتناب شود. هروله در اسلام در قسمتی از سعی بین صفا و مروه برای مردان و هنگام گذر از وادی محشر بعد از وقوف در مشعرالحرام به عنوان یک عمل مستحب وارد شده و در غیر این دو مورد به عنوان یک عمل مستحب مشروع نیست.

 

 

 


هروله در عزاداری

 

سؤال:

بعضی مداح ها می گویند امام حسین علیه السلامروز عاشورا هروله کرد، لذا در عزاداری ها باید هروله نمود آیا چنین عملی مشروع است

 

حضرت آیت الله سیستانی:

صحت مطلب نقل شده ثابت نیست

 

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:

چنین چیزی نشنیده ایم

 

 

حضرت آیت الله تبریزی:

خصوصیات واقعه از امور قطعیه نیست، لذا با تخیلات و تصور واقعه از دید و ملاحظات افراد مخلوط می شود و این امور را نباید به ائمه علیه السلام نسبت داد.

 

 

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی:

در مورد سؤال هروله استحباب ندارد و انجام آن به قصد عبادت مشروع نیست.

 

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

این مطلب صحت ندارد و امام حسین علیه السلام هرگز در عاشورا هروله نکرد

 

 

حضرت آیت الله بهجت:

به قصد استحباب خصوصی انجام ندهند.

 

 

 

 


استفاده از نی در مراسم عزاداری

 

سؤال:

نی زدن در مراسم عزاداری و هیئات سینه زنی چه صورت دارد؟

 

 

حضرت آیت الله بهجت:

نی زدن اشکال دارد

 

حضرت آیت الله تبریزی:

نی از آلات لهو است و گوش دادن به آن جایز نیست

 

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی:

اگر به صورت مطرب  و مناسب مجالس خوشگذرانی نواخته شود یا به نوعی وهن و هتک محسوب شود جایز نیست.

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

کلیه صداها و آهنگ هایی که مناسب مجالس لهو و فساد است حرام و غیر آن حلال است و تشخیص آن را با مراجعه به اهل عرف خواهد بود.

 

حضرت آیت الله سیستانی:

اگر به کیفیت لهوی نباشد مانعی ندارد.

 


 

حمل علامت های فلزی در عزاداری

 

 

سؤال

حمل علامت های فلزی دارای نقش و نگار در مراسم عزاداری که از نظر محتوایی و ارزشی تأثیر گذار نیست، از نظر شرعی چگونه است؟

 

 

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:

اشکال ندارد

 

حضرت آیت الله بهجت:

اشکال ندارد

 

حضرت آیت الله سیستانی:

مانعی ندارد، اصلی در شرع ندارد ولی دلیل بر حرمت آن هم نیست

 

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی:

وجهی ندارد

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

سزاوار است از علم های ساده تر و سبک تر که یادآور پرچم علمدار کربلا باشد استفاده شود.

 

حضرت آیت الله تبریزی:

حمل علامت در دستجات عزاداری مانعی ندارد و به قصد تعظیم شعائر حسینی است.

 


پوشیدن لباس سیاه در سوگ ائمه هدی علیه السلام

 

سؤال:

پوشیدن لباس سیاه در سوگ ائمه هدی علیه السلام خصوصا در محرم چه صورت دارد؟ آیا لباس سیاه کراهت دارد؟

 

آیت الله العظمی سید محمد کاظم یزدی  (صاحب عروة)

سیاه پوشی در عزای سالار شهیدان راجح و موجب خوشنودی پیغمبر خدا و ائمه هدی است، صلوات الله علیهم اجمعین، بنابراین پوشیدن لباس سیاه به غرض مذکور مستثنی است از اخبار داله بر کراهت لباس سیاه.

(سیاه پوشی در سوگ ائمه / 215)

 

آیت الله العظمی گلپایگانی (ره)

سیاه پوشی در عزای سالار شهیدان علیه السلام سیره مستعمره شیعه در طول تاریخ بوده و امری مجاز و مستحسن است

 

آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)

سفارش می کنم لباس سیاهی را که در ماه محرم و صفر می پوشیدم جهت حزن و اندوه در مصیبت های آل رسول اکرم، با من دفن شود

(سیاه پوشی در سوگ ائمه / 220)

 

حضرت آیت الله خامنه ای :

پوشیدن لباس سیاه در عزای اهل بیت خصوصاً سید الشهدا علیه السلام برای تعظیم شعائر و به عنوان اظهار تأثر مستحسن و در فرض سؤال کراهت ندارد.


حضرت آیت الله تبریزی:

پوشیدن لباس سیاه در عزای ائمه علیه السلام از تعظیم شعائر مذهب اهل بیت علیه السلام است، و مستحب است و ثواب برآن مترتب است.

پوشیدن لباس سیاه در سوگ ائمه هدی علیه السلام مکروه نیست بلکه به عنوان اظهار حزن و اندوه برای آن بزرگواران راجح است و کراهت آن در سایر مواقع هم ثابت نیست.


 

حضرت آیت الله بهجت:

در مفروض سؤال خیر

 

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی:

چون از مصادیق تعظیم شعائر است و اجد رجحان شرعی می باشد و عملا بزرگانی چون مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) در روز عاشورا از قبای سیاه استفاده می کردند. (جامع المسائل 1/621)

 

حضرت آیت الله سیستانی :

کراهت آن ثابت نیست

 

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

پوشیدن آن در عزای سید الشهداء علیه السلام مطلوب است و چون عنوانش احترام آن بزرگوار مخصوصاً نمی توان گفت در حال حاضر از شعائر مذهبی است.


 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

با توجه به این که لباس مشکی در عزای اهل بیت علیه السلام تعظیم شعائر الهی محسوب می شود اشکال ندارد و مکروه نیست.

 

 

 

 


اقامه نماز جماعت روز عاشورا

 

روز عاشورا وقتی ظهر شد، ابوثمامه صیداوی یکی از یاران امام حسین علیه السلام هنگام ظهر به آن حضرت عرض کرد: دوست دارم قبل از این که در رکاب تو فدا گردم این نماز را که وقتش رسیده با تو بخوانم.

 

امام حسین علیه السلام فرود: خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد که مرا به یاد نماز انداختی، از دشمن بخواهید مهلت دهد تا ما نماز را بخوانیم سپس امام حسین علیه السلام با جمعی از اصحاب نماز ظهر را خواندند و زهیر و سعید بن عبدالله بعنوان سپر در جلوی آن حضرت ایستادند به گونه ای که 13 تیر به بدن سعید اصابت کرد و به شهادت رسید. (سوگنامه ی آل محمد / 363)

 

«نماز را به پا دار، بدرستی که نماز انسان را از فحشا و منکرات باز می دارد» (سوره عنکبوت:45)

 

«در روایت آمده: اگر تعداد کسانی که به امام جماعت اقتدا می کنند از ده نفر گذشت، اگر تمام آسمان ها کاغذ و دریاها مرکب و درخت ها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند نمی توانند  ثواب یک رکعت آن را بنویسند». (رساله مراجع تقلید، احکام نماز جماعت)

 

«مبغوض ترین مردم نزد خدا کسی است که خود را پیرو امامی بداند ولی از کردارش پیروی نکند» (امام سجادعلیه السلام، تحف العقول / 287)

 

سؤال

چند سالی است بسیاری از هیئت های مذهبی ظهر عاشورا به اقامه نماز ظهر می پردازند و به سیره حضرت سیدالشهدا علیه السلام اقتدا می کنند. از آنجایی که برخی هیئت ها هنوز به این مهم بی توجه هستند، توصیه حضرتعالی در این رابطه چیست؟

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

اقامه نماز جماعت در ظهر عاشورا کار بسیار مهمی است و به یقین امام حسین علیه السلام از چنین عزادارانی خشنود خواهد بود.

 

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی:

نماز بر عزاداری مقدم است و سعی شود هنگام نماز عزاداری و سایر امور تعطیل شده و نماز اقامه شود.

 

 

حضرت آیت الله تبریزی:

عزاداری حضرت سیدالشهداء علیه السلام مقدمه برپایی نماز و سایر وظایف دینی است و قیام آن حضرت برای تحکیم قرآن و احکام شرع واقع گردید و عزاداران بیش از هر چیز به وظایف دینی که اهم آن نماز است باید اهتمام کنند.


 

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

مقتضی است که همه هیئات محترم به این امر مهم توجه کنند.


 

حضرت آیت الله بهجت

معذوم است که نماز در اول وقت و آن هم به جماعت مورد رضایت سیدالشهداء علیه السلام است.


 

حضرت آیت الله سیستانی

بسیار مناسب است که نماز را به وقت بخوانند و با این کار هدف اصلی از اقامه ی این مجلس را نشان دهند.

 


 

خواندن روضه های دروغ

 

سؤال

خواندن روضه های دروغ و غیر معتبر که بعضاً موجب تمسخر و هتک می گردد چه صورت دارد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای:

اگر دروغ و موجب هتک و تمسخر باشد جایز نیست

 

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی

جایز نیست

 

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:

جایز نیست

 

حضرت آیت الله بهجت:

جایز نیست

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

جایز نیست


 

حضرت آیت الله تبریزی:

چیزهایی که دروغ بودن آنها پیش علمای خبره معلوم است نقل آنها جایز نیست


حضرت آیت الله سیستانی

اگر موجب هتک باشد یا درروغ باشد جایز نیست

 

 

 


استفاده از آلات موسیقی در عزاداری

 

سؤال

استفاده از آلات موسیقی مانند ارگ در مراسم عزاداری چه صورت دارد؟

 

حضرت آیت الله خامنه ای:

استفاده از آلات موسیقی مناسب با عزاداری سالار شهیدان نیست و شایسته است مراسم عزاداری به همان صورت متعارفی که قدیم متداول بوده برگزار شود. (اجوبه ی استفتائات 2/130)

 

حضرت آیت الله تبریزی:

استفاده از آلات موسیقی در عزاداری حرام است

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:

جایز نیست

حضرت آیت الله بهجت:

آنچه موجب وهن عزاداری است باید اجتناب شود، استعمال آلات موسیقی در عزاداری خالی از اشکال نیست مطلقاً.

 

 

 

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی:

احوط ترک آن است

 
منبع اصلی مطلب : مداحی
برچسب ها : الله ,حضرت ,السلام ,علیه ,عزاداری ,نماز ,علیه السلام ,جایز نیست ,الله فاضل ,فاضل لنکرانی ,لباس سیاه ,الله مکارم شیرازی ,عزای سالار شهیدان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : فتوا مداحان


الله ,حضرت ,مقدسات ,جایز ,اختلاف ,توهین ,نیست حضرت ,جایز نیست ,مراجع تقلید ,اجتناب کنند , مومنین باید

نظر مراجع تقلید راجع به توهین به مقدسات اهل سنت چیست؟

:: نظر مراجع تقلید راجع به توهین به مقدسات اهل سنت چیست؟
الله ,حضرت ,مقدسات ,جایز ,اختلاف ,توهین ,نیست حضرت ,جایز نیست ,مراجع تقلید ,اجتناب کنند , مومنین بایددر این مطلب نظرات مراجع تقلید راجع به اهانت به مقدسات اهل سنت آورده شده است.

 

علما و مراجع تقلید

علما و مراجع تقلید

حضرت آیت الله خامنه ای: اهانت به نمادهای برادران اهل سنت حرام است.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: هرگونه اهانت به مقدسات دیگران شرعا جایز نیست.

حضرت آیت الله سیستانی: دشنام به مقدسات اهل سنت مغایر با آموزه های اهل بیت عصمت (علیهم السلام) به  شیعیان و شاگردان خود است.

حضرت آیت الله وحید خراسانی: نباید با اتباع مذاهب دیگر دشمنی کرد، نباید به مقدسات آنها توهین نمود، لعن و  سبّ بزرگان آنها جایز نیست، زیرا موجب دور کردن آنها از اهل بیت و معارف آنها می‏شود.

حضرت آیت الله جوادی آملی: سبّ صحابه، اهانت به مقدسات شیعه یا سنی، توهین و تحقیر ظالمانه نسبت به  باورهای هرکدام از دو گروه، حرام و ایجاد اختلاف و روشن کردن آتش تفرقه و شقاق و تحطیم و هدم اساس وحدت امت اسلامی، گناهی بزرگ است.

حضرت آیت الله نوری همدانی: جائز نیست.

حضرت آیت الله موسوی اردبیلی: مومنین باید از کارهایی که موجب تشدید اختلاف به خصوص در شرایط فعلی و در  مقابل کفر و الحاد می شود اجتناب کنند.

حضرت آیت الله شبیری زنجانی: مومنین باید از انجام اموری که باعث تفرقه و اختلاف و تضعیف اسلام می شود  اجتناب کنند. در صحیحه ابی بصیر از حضرت باقر علیه السلام نقل شده است إِنَّ رَجُلًا مِنْ تَمِیمٍ أَتَى النَّبِیَّ ص فَقَالَ أَوْصِنِی فَکَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ لَا تَسُبُّوا النَّاسَ فَتَکْسِبُوا الْعَدَاوَةَ لَهُمْ.

حضرت آیت الله محقق کابلی: از اهانت به مقدسات اهل سنت خودداری شود.

حضرت آیت الله علوی گرگانی: اهانت به مقدسات اهل سنت جایز نیست.

حضرت آیت الله العظمی مظاهری: اهانت به مقدسات و اعتقادات مسلمانان و ایجاد تفرقه میان صفوف پیروان  پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله و سلم، عقلا و شرعا جایز نیست.

حضرت آیت الله مدنی تبریزی: اسلام توهین به مقدسات هیچ یک از ادیان، به ویژه مذاهب اسلامی را جایز نمی  داند و هر حرکتی که موجب اختلاف میان امت اسلامی و خسارت و ضرر مالی و جانی به مسلمانان گردد، حرام و خلاف شرع است.

حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی: هر عمل یا گفتاری که موجب فتنه و اختلاف بین مسلمانان شیعه و سنی  شود، جایز نیست.

منبع اصلی مطلب : مداحی
برچسب ها : الله ,حضرت ,مقدسات ,جایز ,اختلاف ,توهین ,نیست حضرت ,جایز نیست ,مراجع تقلید ,اجتناب کنند , مومنین باید
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : نظر مراجع تقلید راجع به توهین به مقدسات اهل سنت چیست؟